به باور یک شاعر و فعال عرصه ادبیات:
پیوند مفاهیم دینی با زیستجهان کودک و نوجوان یک ضرورت است
تولید کتابهای دینی و آیینی برای کودکان و نوجوانان، زمانی میتواند اثرگذار باشد که از چارچوب آموزش مستقیم فراتررود و به تجربهای ادبی و فرهنگی بدل شود و از این رو کانون پرورش فکری در پیوند سهگانه فرهنگ، تربیت و آفرینشگری، بسترساز خلق آثاری است که هویت دینی را در قالب زبان و نیاز نسل امروز بازآفرینیمیکند.
بهتازگی حوزه هنری انقلاب اسلامی گیلان مجموعه شعری با عنوان همسایه تو بودن را منتشر کرده است. گردآورنده این اثر، طاهره فرد جوانی، از مربیان فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان و از فعالان حوزه شعر و ادبیات است. به همین بهانه، گفتوگویی داشتیم با این شاعر و فعال فرهنگی استان تا درباره روند شکلگیری کتاب، دغدغههای ادبی و نگاه او به ادبیات دینی و مخاطب کودک و نوجوان بیشتر بدانیم.
لطفاً در آغاز، از پیشینه فرهنگی و ادبی خودتان بگویید و توضیحدهید فعالیت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چه تأثیری بر مسیر حرفهای و دغدغههای فرهنگی شما داشتهاست؟
برای پاسخ به این سوال، شاید بهتر باشد از تجربهای شخصیتر شروع کنم. من پیش از آنکه در جایگاه فعالیت حرفهای فرهنگی قراربگیرم، کانونی بودهام و بخش مهمی از دوران کودکی و نوجوانیام در کتابخانه شکلگرفت. آنچه امروز در مسیر ادبی و فرهنگی دارم، تا حد زیادی مرهون همان سالهاست؛ سالهایی که در هوای کتابها نفس کشیدم و با کتابها بزرگ شدم. دهه هشتاد، حضور در انجمنهای ادبی رشت باعث شد شعر از یک علاقه درونی به مسیری جدیتر در زندگیام تبدیل شود و در دهه نود، همراهی با دوستانم در کانون ادبی قلم این مسیر را منسجمتر کرد؛ جمعی که برای من فقط یک محفل ادبی نیست، بلکه خانوادهای فرهنگی است.
در این سالها، همکاری با دستگاههای فرهنگی مختلف نیز فرصتهای ارزشمندی برای تجربه و یادگیری فراهمکرد. اما از آنجا که این گفتوگو به بهانه انتشار کتاب همسایه تو بودن شکل گرفته، لازم است اشاره کنم که در سال ۱۴۰۴ دبیر جشنوارهی شعر بانوی دیار دیلم بودهام؛ جشنوارهای که با همراهی آستان مقدس حضرت فاطمه اخری سلاماللهعلیها، جبهه فرهنگی استان و دوستانم در کانون ادبی قلم برگزار شد و در نهایت به همت حوزه هنری گیلان، مسیر آن به چاپ این کتاب انجامید.
این روزها اما آنچه نگاه مرا عمیقتر و مسئولانهتر کرده، حضورم در کانون در جایگاه فعالیت حرفهایست. زیستن در کنار بچهها و در هوای کتابها، باعث شده بیش از پیش به اهمیت نقش کودک و نوجوان در شکلگیری آینده فرهنگی جامعه باور داشته باشم و این دغدغه به یکی از جدیترین محورهای فعالیت فرهنگیام تبدیل شود.
ایده گردآوری کتاب «همسایه تو بودن» چگونه شکلگرفت و چه انگیزهای سببشد به سراغ موضوع حضرت فاطمه اخری سلامالله علیها و شعر آیینی بروید؟
اگر بخواهم نقطه آغاز انتشار کتاب «همسایه تو بودن» را مشخصکنم، شاید بتوانم آن را به اردیبهشت ۱۴۰۴ و برگزاری «جشنواره شعر بانوی دیار دیلم» نسبت دهم؛ رویدادی که بستری تازه برای توجه شاعران استان به شخصیت و جایگاه حضرت فاطمهی اخری فراهمکرد و جرقه شکلگیری مجموعهای مستقل در این موضوع رازد. اما اگر دقیقتر نگاه کنم، ریشه این انگیزه به سالها پیش بازمیگردد. به روزهایی که تعداد شعرهایی که برای این بانو سروده شده بود (با پرسوجو از حداقل ۴۰ شاعر در استان) به سختی به ۳-۴ اثر میرسید. به یاد دارم دکتر محمدرضا سنگری پژوهشگر تاریخ اسلام و رئیس اندیشکده ادبیات پایداری در یکی از سفرهایشان به رشت از کمکاریها در این خصوص سخنگفتند و خپشنهادکردند که حلقههای ادبی در این مسیر گامی بردارند. خوشحالم که امروز میتوانم بگویم آن مطالبه دلسوزانه بیپاسخ نماند و هرچند قدمی کوچک، اما صادقانه در این راه برداشته شد؛ و مایهی افتخار است که مقدمهی این اثر نیز به قلم خود ایشان نگاشته شده است.

در فرآیند انتخاب و گردآوری اشعار این مجموعه، چه معیارهایی را مدنظر داشتید و تلاش کردید کتاب از چه ویژگیهای محتوایی و ادبی برخوردار باشد؟
اشعار این کتاب (بهجز دو اثر) مجموعهای از آثار برتر و برگزیده «جشنوارهی شعر بانوی دیار دیلم» هستند. بههمین دلیل، نخستین چارچوب محتوایی انتخاب آثار، همان محورهای موضوعی جشنواره بود. این محورها شامل مدح و منقبت حضرت فاطمهی اخری(س)، معرفی ایشان به عنوان الگویی برای زنان گیلانی، نقش ایشان به عنوان پناه امن مردم گیلان، و نیز پیوند تاریخی گیلان با حضور و پناه یافتن سادات علوی در این سرزمین بود. طبیعتاً تلاش شد مجموعه نهایی بازتابدهنده طیفی از این مضامین باشد تا کتاب صرفاً به یک زاویهی محدود از این شخصیت و این روایت تاریخی نپردازد.
در کنار توجه به محتوا، معیارهای فنی و ادبی نیز در انتخاب آثار اهمیت جدی داشت. در واقع از میان آثار دریافتی، شعرهایی انتخاب شدند که از نظر ساختار، انسجام معنایی، استحکام زبانی و تصویرپردازی در سطح قابل قبولی قرار داشته باشند و بتوانند علاوه بر بیان مضمون آیینی، از منظر ادبی نیز مخاطب را اقناعکنند. بهبیان دیگر، سعی شد مجموعه نهایی ترکیبی از مضمونپردازی دقیق و کیفیت ادبی مناسب باشد تا هم شأن موضوع حفظ شود و هم کتاب به عنوان یک مجموعهی شعری قابل اعتنا در حوزهی شعر آیینی ارائه گردد.
این اثر تا چه اندازه میتواند در معرفی شخصیتهای دینی و مذهبی بومی و منطقهای به مخاطبان، بهویژه نسل کودک و نوجوان، نقشآفرین باشد؟
نکته مهم این است که کتاب «همسایه تو بودن» اساساً یک مجموعه شعر برای مخاطب بزرگسال است و در مرحلهی گردآوری نیز با همین نگاه انتخاب شده است. با این حال، بخشی از شعرهای مجموعه به دلیل زبان سادهتر، صمیمیت بیان و روایتمحور بودن، ظرفیت آن را دارند که برای مخاطب نوجوان هم قابل دریافت و ارتباطپذیر باشند.
از سوی دیگر، یکی از کارکردهای مهم چنین آثاری میتواند کمک به شناساندن شخصیتهای دینی و مذهبی باشد؛ بهویژه شخصیتهایی که با تاریخ و هویت فرهنگی یک منطقه گره خوردهاند. وقتی این چهرهها در قالب شعر و ادبیات بازنمایی میشوند، امکان انتقال آنها از سطح یک روایت تاریخی و دینی صرف به یک تجربهی عاطفی و فرهنگی برای مخاطب فراهم میشود.
در مورد این کتاب نیز پرداختن به شخصیت حضرت فاطمهی اخری(س) و پیوند ایشان با تاریخ و فرهنگ گیلان میتواند به نوعی به بازخوانی این هویت بومی کمک کند. طبیعی است که مخاطب اصلی کتاب بزرگسالان هستند، اما همین آثار میتوانند در فضاهای فرهنگی یا محافل ادبی بهعنوان منبعی برای آشنایی نسل نوجوان با این شخصیت و با بخشی از میراث معنوی گیلان مورد استفاده قرار بگیرند.
با توجه به تجربه شما در کانون، ادبیات دینی و آیینی چه ظرفیتی برای ارتباط مؤثرتر با کودکان و نوجوانان دارد و چگونه میتوان این مفاهیم را به زبان قابل فهم و جذاب برای آنان ارائه کرد؟
ادبیات دینی و آیینی در ذات .خود ظرفیت بالایی برای ارتباط با کودکان و نوجوانان دارد. زیرا بخش مهمی از این ادبیات بر روایت، الگوهای انسانی و مفاهیمی مانند مهربانی، پناه بودن، ایثار و عدالت استوار است؛ مفاهیمی که برای ذهن و عاطفهی مخاطب نوجوان نیز قابل درک و تأثیرگذارند. اگر این مفاهیم بهدرستی بازآفرینیشوند، میتوانند علاوه بر انتقال یک پیام دینی، تجربهای عاطفی و الهامبخش برای مخاطب نوجوان ایجاد کنند
آنچه در این میان اهمیت دارد، شیوه بیان است. تجربه کار در حوزه کودک و نوجوان نشانمیدهد که مخاطب این گروه سنی بیش از هر چیز با روایتهای زنده، تصویرهای ملموس و زبان صمیمی ارتباط برقرارمیکند. بنابراین اگر ادبیات آیینی از قالبهای صرفاً خطابی یا مفاهیم انتزاعی فاصله بگیرد و به سمت روایت، تصویرپردازی و داستانگونگی حرکت کند، امکان ارتباط آن با مخاطب کودک و نوجوان بسیار بیشتر میشود.
به نظر شما چاپ و تولید کتابهای دینی و آیینی برای مراکز فرهنگی هنری کانون چه ضرورتی دارد و این آثار چگونه میتوانند در فعالیتهای تربیتی، ادبی و هویتی مراکز مورد استفاده قرار گیرند؟
تولید و انتشار کتابهای دینی و آیینی برای مراکز فرهنگیهنری کانون یک ضرورت فرهنگی و تربیتی است، البته به شرط آنکه این آثار با شناخت درست از مخاطب کودک و نوجوان و متناسب با زبان و نیازهای آنان تولید شوند. کانون اساساً نهادیاست که در نقطه پیوند فرهنگ، تربیت و آفرینشگری قرار دارد؛ بنابراین ادبیات دینی و آیینی هم اگر قرار است در این فضا اثرگذار باشد، باید فراتر از بیان مستقیم مفاهیم حرکت کند و به تجربهای ادبی و فرهنگی برای مخاطب تبدیلشود. چنین آثاری از یک سو میتوانند کودکان و نوجوانان را با بخشی از میراث دینی و معنوی جامعه آشنا کنند و از سوی دیگر، اگر با عناصر فرهنگی و بومی پیوند بخورند، در شکلگیری حس هویت و تعلق فرهنگی نیز مؤثر خواهند بود.
از نظر کارکردی نیز این کتابها میتوانند در فعالیتهای مختلف مراکز کانون مورد استفاده قرار بگیرند؛ از جمعخوانی و نقد کتاب گرفته تا کارگاههای نوشتن، قصهگویی، آفرینشهای هنری و گفتوگوهای ادبی. به این ترتیب، کتاب دینی و آیینی فقط یک متن آموزشی نخواهد بود، بلکه میتواند به بستری برای پرورش ذوق ادبی، تخیل و فهم فرهنگی مخاطبان کودک و نوجوان تبدیل شود.
در مسیر تدوین و انتشار این کتاب با چه چالشهایی روبهرو بودید و چه عواملی باعث شد این اثر به سرانجام برسد؟
یکی از دشواریهای اصلی در مسیر شکلگیری این کتاب، به مرحله پیشین آن یعنی برگزاری جشنوارهی شعر «بانوی دیار دیلم» بازمیگشت. در مقایسه با بسیاری از شخصیتهای شناختهشدهی آیینی، منابع تاریخی و روایتهای مکتوب دربارهی حضرت فاطمهی اخری(س) چندان گسترده نیست و همین مسئله کار شاعران را برای پرداخت دقیقتر و متنوعتر به این شخصیت دشوار میکرد. در واقع، بخشی از چالش جشنواره نیز همین بود که شاعران باید با تکیه بر منابع محدود تاریخی و در عین حال با اتکا به ظرفیتهای شعر آیینی، به این موضوع بپردازند. از این جهت، میتوانگفت این جشنواره و در ادامه کتاب «همسایه تو بودن» تا حدی قدمی در جهت جلب توجه بیشتر به این شخصیت کمتر پرداختهشده نیز بوده است.
در مسیر تدوین و آمادهسازی کتاب نیز دشواریهای اجرایی و هماهنگیهای مختلف وجود داشت، اما همراهی ۳ بزرگوار باعث شد این مسیر با انگیزه و انسجام بیشتری پیش برود. آرش پورعلیزاده ارجمند و مهدی شفیعزاده بزرگوار که از ابتدای مسیر تا پایان، همراه و همدل بودند و حضورشان در بسیاری از مراحل به پیشبرد کار کمک بزرگیکرد. همچنین باید از سیدرسول منفرد گرامی یاد کنم که پیگیری و همتشان نقش مهمی در به سرانجام رسیدن این اثر در این بازهی زمانی داشت. واقعیت این است که بدون این همراهیها، طی کردن این مسیر به این شکل ممکن نبود.
از نگاه شما، نقش مربیان کانون در ترویج کتابخوانی و آشنایی کودکان و نوجوانان با مفاهیم دینی، آیینی و هویت فرهنگی تا چه اندازه مهم است؟
نقش مربیان کانون در ترویج کتابخوانی و آشنا کردن کودکان و نوجوانان با مفاهیم دینی، آیینی و هویت فرهنگی، نقشی «زیرساختی» و «تعیینکننده» است؛ زیرا مربی تنها منتقلکنندهی محتوا نیست، بلکه طراح تجربه یادگیری است. او با انتخاب منابع مناسب، سادهسازی مفاهیم پیچیده، استفاده از شیوههای تعاملی، و ایجاد فضای امن برای گفتوگو، مسیر ادراک و علاقهمندی مخاطب را مهندسی میکند. مربی کارآمد میتواند با ترکیب زبان امروزی، فعالیتهای خلاق، روایتگری و پیوند دادن مفاهیم دینی به زیستجهان کودک، فرایند یادگیری را از حالت انتقال اطلاعات به تجربه معنادار تبدیلکند. از این رو، نقش مربی نه مکمل، که «عامل اصلی» در موفقیت برنامههای فرهنگی و دینی کانون است.
عنوان «همسایه تو بودن» چگونه انتخاب شد و چه بار معنایی و احساسی برای شما دارد؟
این عنوان در مرحله نخست، برآمده از سطری در یکی از شعرهای همین مجموعه است؛ اما فراتر از یک انتخاب صرفاً زبانی، «همسایه تو بودن» بازنمایی یک نوع زیست و یک تجربهی عاطفی دیرینه است. ما همیشه خود را در همسایگی خانهای دیدهایم که اگرچه در میان شهر و دیار ما بنا شده، اما پیوندی ناگسستنی با آسمان دارد.
در واقع، همسایگی در اینجا فقط یک مجاورت جغرافیایی نیست؛ بلکه به معنای نوعی انس و قرابت معنوی است. برای ما مردم این دیار، حضور حضرت فاطمهی اخری(س) همواره به معنای داشتن همسایهای کریم بوده که خانهاش پناهگاه دلتنگیها و مأمن امیدهای ماست. این عنوان برای من بار معنایی عمیقی از آرامش، امنیت و تعلق خاطر دارد؛ تلاشی است برای توصیف آن حس نجیبی که از این مجاورت قدسی نصیبمان شده و بیان این حقیقت که هویت فرهنگی و معنوی ما، سالهاست در سایهی این همسایگی آسمانی شکل گرفته است.

به نظر شما برای نزدیک کردن نسل امروز به کتابهای دینی، بیشتر به چه چیز نیاز داریم؛ زبان تازه، قالبهای هنری متنوع یا شیوههای نوین ارائه محتوا؟
به نظر میرسد مسئله بیش از آنکه انتخاب یکی از اینها باشد، ترکیبی از هر سه عامل است. تجربه نشان میدهد نسل امروز زمانی با کتابهای دینی ارتباط برقرار میکند که زبان اثر روشن، صمیمی و متناسب با زیستجهان مخاطب باشد؛ یعنی مفاهیم عمیق دینی بدون پیچیدگیهای زبانی و با بیانی قابل لمس ارائه شوند. در کنار آن، تصویرگری و روایتهای خلاق میتوانند به انتقال این مفاهیم کمک کنند. همچنین شیوههای نوین ارائه محتوا، از برنامههای تعاملی فرهنگی گرفته تا استفاده از رسانههای جدید، میتواند مسیر دسترسی و ارتباط مخاطب با این آثار را هموارتر کند.
آیا در آینده نیز قصد دارید در حوزه گردآوری یا تولید آثار ادبی و آیینی برای کودکان و نوجوانان نیز فعالیتهای مشابهی انجام دهید؟
بله، طرحها و ایدههایی در ذهن دارم که امیدوارم به مرور زمان مجال اجرا پیدا کنند. اما در مورد جدیترین و نزدیکترین اتفاق، اگر خداوند یاری کند، در سال جاری تمرکز اصلی بر برگزاری «کنگره ملی حضرت فاطمهی اخری (س)» خواهد بود. نکتهی حائز اهمیت در این دوره که به صورتمستقیم با دغدغههای من در کانون نیز گره خورده، اضافهشدن بخش ویژه «کودک و نوجوان» به ساختار این جشنواره است. هدف این است که از طریق این کنگره، زمینه تولید آثاری ارزشمند و متناسب با ذوق و زبان مخاطب کودک و نوجوان را در مقام حضرت فاطمه اخری(س) فراهم آوریم تا خلأ موجود برای این ردهی سنی تا حدی برطرف شود. معتقدم تولید اثر برای این نسل، یکی از ماندگارترین راهها برای پیوند دادن هویت معنوی با آیندهی فرهنگی جامعه است.
چه توصیهای به کودکان و نوجوانان علاقهمند به شعر، مطالعه و فعالیتهای فرهنگی، بهویژه اعضای مراکز کانون پرورش فکری دارید؟
برای کودکان و نوجوانانی که به شعر، مطالعه و فعالیتهای فرهنگی علاقه دارند، بهترین مسیر رشد این است که مطالعهی منظم و متنوع را جدی بگیرند و خود را محدود به یک قالب نکنند؛ خواندن شعر، داستان، زندگینامه و حتی متون علمی سادهشده، ذهن را باز و دایره واژگان را گسترده میکند. در کنار مطالعه، نوشتن مستمر مهارتی کلیدی است که قدرت بیان و خلاقیت را تقویت میکند. حضور فعال در کارگاهها و انجمنهای ادبی نیز به آنها کمک میکند بازخورد حرفهای بگیرند و مسیر خود را سریعتر پیدا کنند و در نهایت، صبر و تداوم رمز اصلی پیشرفت است؛ رشد ادبی یک مسیر بلندمدت است و با تمرین، بازنویسی و استمرار معنا پیدا میکند.
